درد و دل
دلتنگم ...
چیزی در درونم هست
به اندازه تمام نبودن هایم
گاه عذاب وجدان هایم
زندگی ام ، رویاهایم
و بودنم
چیزی در درونم بود
چیزی مثل زندگی
مثل دلتنگی ، دلتنگی برای کوچه ای که زمانی عابرش بودم
دلتنگی برای آن عابر
چقدر دلم برای خودم و خودت تنگ شده است

درد و دل
انتظار ...
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...
ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...
کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است
میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...
کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...
میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود
میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...
انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...
شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !
تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!
تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛
هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !
براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد
و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد
تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!
متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم
از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

درد و دل
دلم براي كسي تنگ شده !
اين روزها كه نيستي چرا پنهان كنم دلم براي كسي تنگ شده
عقربه ... ساعت ... فاصله ... اشك ... انتظار
واژه هايي هستند كه روزي هزار بار در ذهنم تكرار ميشوند
هر چند كه . . .
اشك !
چيزي است كه بيش از همه با آن سر و كار دارم
اما !
دوري تو مصيبت كمي نيست
كه . . .
بتوان حق آن را با اين سوگواري هاي اندك ادا كرد
ديگر نه . . .
جلوي چشمانم تصوير روشني از تو دارم و نه صدايي
كاش !
خبري از تو داشتم
كه . . .
اينظور خود گم كرده
به دنبال دست آويزي براي آرامش باشم
اين روزها كه نيستي
خانه بوي نم غربت ميدهد
حتي !
نسيم با پنجره قهر است
كه بخواهد خبري از تو بياورد
اما !
برايت بگويم :
دلشوره هاي عاشقي قشنگ است ! !

درد و دل
دلتنگ تو ...
کاش بودی میدیدی که این روزها چگونه گلویم را به خنجر ِ تکرار روزهای ِ
بدون توسپرده ام...کاش بودی می دیدی که چگونه بی تابم ...کاش می دیدی بی قراری
هایم را ... کاش شریک شبهای تنهایی و ماه شب چهارده ام بودی ...کاش نجواهایم
را با ماه و آسمان و دریا میشنیدی ...
بیا که من این روزها محکومم به گریز از میان خاطرات منتظر بر پشت پلکهایم ...
بیا یک امشب را به میهمانی ام ... که ابرهای همه عالم در دلم می بارند ...
کجایی تو... که ببینی چگونه در کوچه های بی کسی غریبانه جان میدهم ...
کجایی که از کابوسهای شبانه از بیخوابی ها از خواب دیدنها رهایم کنی ...
بیا تا سربرشانه ات خوابهایم را برایت بگویم !!!!
نازنینم ! تاکی میخواهی آیینه بر دست برخود خیره بمانی !!
نمی دانم در ساغر توچیست که اینگونه مستم میکند...بی نوشیدنی !
دلم هوای تورا دارد سکوتم سرشار است از صداي تو... و تکرار این حرف که ...
دلم تنگ است برای تو ...

(M)



